سئو بهتر است یا اینستاگرام؟ کدام بیشتر مشتری می‌آورد؟

اگر قرار باشد برای جذب مشتری فقط روی یکی سرمایه‌گذاری کنید، سئو انتخاب بهتری است یا اینستاگرام؟

این سؤال برای بسیاری از صاحبان کسب‌وکار جدی است؛ مخصوصاً وقتی بودجه و زمان محدودی دارند و نمی‌توانند همزمان روی سایت، سئو، تولید محتوا، اینستاگرام و تبلیغات هزینه زیادی انجام دهند.

در نگاه اول اینستاگرام جذاب‌تر به نظر می‌رسد. محتوا منتشر می‌کنید، بازدید می‌گیرید، افراد واکنش نشان می‌دهند و همه‌چیز جلوی چشم شما اتفاق می‌افتد. در مقابل، سئو معمولاً آرام‌تر است. ممکن است چند ماه محتوا تولید کنید، صفحات سایت را بهبود دهید و منتظر بمانید تا جایگاه مناسبی در گوگل به دست آورید.

اما سرعت دیده‌شدن تنها معیار مناسبی برای انتخاب نیست.

سؤال مهم‌تر این است که کدام کانال می‌تواند مشتری باکیفیت‌تری برای کسب‌وکار شما ایجاد کند؟

برای پاسخ باید تفاوت بسیار مهمی را در نظر بگیریم: کسی که در اینستاگرام محتوای شما را می‌بیند الزاماً در آن لحظه به خدمات شما نیاز ندارد؛ اما فردی که در گوگل عبارت «شرکت طراحی سایت»، «قیمت طراحی سایت فروشگاهی»، «تعمیر کولر گازی» یا «خرید دستگاه بسته‌بندی» را جستجو می‌کند، خودش برای پیدا کردن یک پاسخ، محصول یا ارائه‌دهنده خدمات اقدام کرده است.

همین تفاوت ساده، بخش بزرگی از تفاوت سئو و اینستاگرام را توضیح می‌دهد.

البته این به معنی بهتر بودن مطلق یکی از این دو نیست. اینستاگرام ویژگی‌هایی دارد که گوگل ندارد و گوگل نیز فرصت‌هایی ایجاد می‌کند که اینستاگرام نمی‌تواند دقیقاً جای آنها را بگیرد.

در این مقاله می‌خواهیم بدون طرفداری بی‌دلیل از سایت یا شبکه‌های اجتماعی بررسی کنیم سئو بهتر است یا اینستاگرام، هزینه و زمان هرکدام چه تفاوتی دارد و برای کسب‌وکار شما کدام مسیر می‌تواند منطقی‌تر باشد.

تفاوت اصلی سئو و اینستاگرام از جایی شروع می‌شود که مشتری شما را پیدا می‌کند

فرض کنید یک شرکت خدمات طراحی سایت دارید.

در اینستاگرام ویدیویی درباره یکی از پروژه‌های اخیر منتشر می‌کنید. این ویدیو ممکن است توسط هزاران نفر دیده شود. بخشی از آنها محتوا را دوست دارند، تعدادی صفحه را دنبال می‌کنند و شاید چند نفر هم درباره قیمت سؤال کنند.

اما یک نکته وجود دارد: شما محتوا را مقابل کاربر قرار داده‌اید.

حالا شرایط دیگری را تصور کنید.

شخصی وارد گوگل می‌شود و جستجو می‌کند:

«قیمت طراحی سایت شرکتی در سال ۱۴۰۵»

این فرد خودش به دنبال اطلاعات درباره طراحی سایت است. شاید هنوز آماده عقد قرارداد نباشد، اما احتمالاً نسبت به کسی که اتفاقی یک Reel دیده، به خرید نزدیک‌تر است.

اگر مقاله‌ای دقیق درباره قیمت طراحی سایت داشته باشید، کاربر وارد سایت شما می‌شود. مقاله را می‌خواند، نمونه‌کارها را می‌بیند، خدمات را بررسی می‌کند و شاید همان روز یا چند روز بعد برای مشاوره تماس بگیرد.

این همان چیزی است که در بازاریابی با مفهوم Search Intent یا نیت جستجو ارتباط دارد.

کاربر گوگل نیازش را با عبارت جستجو تا حدی به شما اعلام می‌کند.

وقتی کسی جستجو می‌کند «قیمت طراحی سایت فروشگاهی»، می‌توان حدس زد که هزینه برای او مهم است و احتمالاً در حال بررسی اجرای پروژه است.

وقتی جستجو می‌کند «وردپرس چیست»، ممکن است هنوز در مرحله تحقیق باشد.

و وقتی عبارت «شرکت طراحی سایت در تهران» را جستجو می‌کند، احتمالاً به مرحله انتخاب ارائه‌دهنده نزدیک‌تر شده است.

در اینستاگرام تشخیص این نیت معمولاً به این وضوح نیست.

همین موضوع باعث می‌شود سئو برای بسیاری از خدماتی که مردم آنها را در گوگل جستجو می‌کنند، کانال بسیار مهمی باشد.

پس اینستاگرام چه مزیتی دارد؟

اگر اینجا نتیجه بگیریم که چون کاربران گوگل نیت مشخص‌تری دارند پس اینستاگرام ارزش زیادی ندارد، بخش بزرگی از واقعیت را نادیده گرفته‌ایم.

قدرت اصلی اینستاگرام در کشف شدن، ارتباط مستمر و ایجاد رابطه با مخاطب است.

فرض کنید یک معمار هستید.

فردی ممکن است امروز هیچ برنامه‌ای برای بازسازی خانه نداشته باشد، اما یکی از ویدیوهای شما درباره بازسازی یک آپارتمان را ببیند. صفحه را دنبال می‌کند و طی چند ماه پروژه‌های مختلف، توضیحات شما و پشت صحنه کار را مشاهده می‌کند.

شش ماه بعد زمانی که تصمیم به بازسازی می‌گیرد، نام شما از قبل در ذهن او وجود دارد.

این نوع ارتباط را نمی‌توان به همان شکل با جستجوی گوگل ایجاد کرد.

اینستاگرام همچنین برای کسب‌وکارهای بصری مزیت بزرگی دارد. معماری، دکوراسیون، پوشاک، زیبایی، رستوران، گردشگری، عکاسی و بسیاری از حوزه‌های دیگر می‌توانند خدمات و محصولات خود را به شکل جذابی نمایش دهند.

بنابراین اگر گوگل را کانالی قوی برای پاسخ دادن به تقاضای موجود بدانیم، اینستاگرام می‌تواند در ایجاد آشنایی و تقاضا بسیار مؤثر باشد.

سئو دقیقاً چیست و چرا فقط به مقاله نوشتن محدود نمی‌شود؟

وقتی درباره SEO صحبت می‌کنیم، بعضی افراد تصور می‌کنند منظور این است که هر روز یک مقاله در سایت منتشر کنیم و چند بار کلمه کلیدی را در آن تکرار کنیم.

سئو بسیار گسترده‌تر از این است.

SEO یا بهینه‌سازی برای موتورهای جستجو مجموعه فعالیت‌هایی است که کمک می‌کند صفحات سایت برای جستجوهای مرتبط شانس بیشتری برای دیده شدن داشته باشند.

بخشی از این فرآیند مربوط به ساختار فنی سایت است؛ سرعت، نسخه موبایل، امکان Crawl صفحات، ساختار URL، لینک‌های داخلی و موارد فنی دیگر.

بخش دیگر به محتوا مربوط می‌شود.

باید بفهمیم مخاطبان چه چیزهایی جستجو می‌کنند و برای هر نیاز، صفحه مناسبی داشته باشیم.

مثلاً برای یک شرکت طراحی سایت، داشتن یک صفحه با عنوان کلی «خدمات» کافی نیست.

ممکن است کاربران این عبارت‌ها را جستجو کنند:

طراحی سایت شرکتی، طراحی سایت فروشگاهی، طراحی سایت اختصاصی، قیمت طراحی سایت، هزینه طراحی سایت فروشگاهی، طراحی سایت پزشکی یا طراحی سایت برای شرکت‌های صنعتی.

هرکدام از این جستجوها نیاز متفاوتی را نشان می‌دهند.

یک استراتژی SEO درست تلاش می‌کند سایت را به مجموعه‌ای از پاسخ‌های مفید برای این نیازها تبدیل کند.

اینستاگرام چگونه مشتری ایجاد می‌کند؟

مسیر تبدیل مشتری در اینستاگرام معمولاً متفاوت است.

ممکن است شخصی ابتدا یک Reel ببیند، وارد پروفایل شود، چند پست دیگر را بررسی کند، استوری‌ها را ببیند، صفحه را Follow کند و بعد از مدتی در دایرکت درباره خدمات سؤال کند.

در این مسیر شخصیت برند، نحوه ارائه محتوا، کیفیت بصری، استمرار انتشار و تعامل اهمیت زیادی دارند.

برای بسیاری از کسب‌وکارهای B2C این مدل بسیار قدرتمند است.

مثلاً یک فروشگاه پوشاک می‌تواند محصول جدید را در ویدیو نمایش دهد و کاربر حتی بدون اینکه قبلاً قصد خرید داشته باشد، به آن علاقه‌مند شود.

این رفتار با گوگل متفاوت است.

بعید است فردی بدون اینکه هیچ علاقه‌ای به خرید کفش داشته باشد وارد گوگل شود و عبارت «خرید کفش» را جستجو کند.

اما همان فرد ممکن است هنگام مشاهده اینستاگرام یک کفش جذاب ببیند و همان لحظه تصمیم به خرید بگیرد.

به همین دلیل نمی‌توان رفتار کاربران این دو کانال را با یک معیار اندازه گرفت.

برای جذب مشتری، سئو بهتر است یا اینستاگرام؟

اگر بخواهیم به سؤال اصلی مقاله نزدیک‌تر شویم، پاسخ وابسته به نوع کسب‌وکار است.

برای خدماتی که مشتری معمولاً هنگام نیاز آنها را جستجو می‌کند، سئو اهمیت بسیار زیادی پیدا می‌کند.

فرض کنید لوله خانه ترکیده است.

احتمال اینکه فرد عبارت مرتبط با تعمیرکار یا لوله‌کش را در گوگل جستجو کند بسیار بیشتر از این است که منتظر بماند Reel یک لوله‌کش در اینستاگرام به او نمایش داده شود.

همین موضوع درباره بسیاری از خدمات تخصصی نیز صدق می‌کند.

شرکت طراحی سایت، وکیل، خدمات مهاجرتی، تعمیرات، شرکت‌های صنعتی، حسابداری، خدمات سازمانی و بسیاری از حوزه‌های B2B می‌توانند از جستجوی گوگل کاربران ارزشمندی دریافت کنند.

در مقابل، برای محصولاتی که تصمیم خرید آنها به‌شدت تحت تأثیر تصویر، سبک زندگی یا کشف اتفاقی است، اینستاگرام می‌تواند نقش بزرگ‌تری داشته باشد.

لباس، اکسسوری، دکوراسیون، کافه و رستوران نمونه‌های مشخصی هستند.

البته این مرزبندی مطلق نیست.

یک شرکت طراحی سایت هم می‌تواند از اینستاگرام مشتری بگیرد و یک فروشگاه لباس هم می‌تواند از گوگل فروش داشته باشد.

موضوع، رفتار غالب مشتری است.

قبل از انتخاب کانال باید ببینید مشتری شما هنگام نیاز چه کاری انجام می‌دهد.

تفاوت مهم دیگر: عمر محتوا

یکی از تفاوت‌های قابل توجه سئو و اینستاگرام، عمر مفید محتواست.

در شبکه‌های اجتماعی بخش زیادی از محتوا در زمان کوتاهی بیشترین بازدید خود را دریافت می‌کند. یک Reel ممکن است عملکرد فوق‌العاده‌ای داشته باشد، اما برای حفظ جریان بازدید معمولاً باید تولید محتوا ادامه پیدا کند.

در سایت شرایط می‌تواند متفاوت باشد.

فرض کنید مقاله‌ای با عنوان:

«طراحی سایت شرکتی در ۱۴۰۵؛ هزینه، امکانات و نمونه ساختار حرفه‌ای»

منتشر کرده‌اید.

اگر مقاله جایگاه مناسبی در نتایج جستجو پیدا کند، ممکن است برای مدت طولانی از گوگل بازدیدکننده دریافت کند؛ البته به شرط اینکه اطلاعات آن در صورت نیاز به‌روزرسانی شود و رقبا محتوای بهتری ارائه نکنند.

همین ویژگی باعث می‌شود محتوای SEO شده تا حدی شبیه ساختن یک دارایی دیجیتال باشد.

هر صفحه مفیدی که به سایت اضافه می‌کنید می‌تواند یک ورودی جدید برای کاربران ایجاد کند.

اگر امروز ۳۰ صفحه ارزشمند دارید و طی یک سال ۱۰۰ مقاله و صفحه خدمات هدفمند دیگر اضافه کنید، سایت شما شبکه بزرگ‌تری برای جذب جستجوهای مرتبط خواهد داشت.

در اینستاگرام نیز آرشیو محتوا ارزشمند است و کاربران جدید می‌توانند پست‌های قبلی را ببینند، اما مدل توزیع محتوا با موتور جستجو متفاوت است.

کدام‌یک سریع‌تر نتیجه می‌دهد؟

اگر یک سایت تازه راه‌اندازی شده و یک صفحه اینستاگرام تازه ایجاد شده را در نظر بگیریم، معمولاً نباید از SEO انتظار نتیجه فوری داشت.

ساخت اعتبار سایت، تولید محتوا، ایندکس شدن صفحات و رسیدن به جایگاه‌های رقابتی زمان می‌برد.

در برخی عبارت‌های کم‌رقابت ممکن است نتایج زودتر دیده شوند و در بازارهای رقابتی ممکن است ماه‌ها زمان لازم باشد.

اینستاگرام از این نظر می‌تواند سریع‌تر بازخورد نشان دهد.

گاهی یک Reel خوب حتی برای یک صفحه نسبتاً کوچک می‌تواند در مدت کوتاهی بازدید قابل توجهی ایجاد کند.

اما سریع‌تر بودن بازدید الزاماً به معنی سودآوری بیشتر نیست.

فرض کنید یک ویدیو ۵۰ هزار بازدید دریافت کرده ولی فقط دو درخواست غیرمرتبط ایجاد کرده است. در مقابل یک صفحه سایت در ماه ۳۰۰ بازدید دارد اما ۱۵ نفر از کاربران برای قیمت تماس گرفته‌اند.

کدام بهتر عمل کرده است؟

پاسخ با تعداد View مشخص نمی‌شود.

باید تبدیل به مشتری و ارزش مالی مشتریان را اندازه گرفت.

۱۰۰ هزار فالوور مهم‌تر است یا رتبه اول گوگل؟

این مقایسه جذاب است اما پاسخ ساده‌ای ندارد.

۱۰۰ هزار دنبال‌کننده‌ای که بخش زیادی از آنها ارتباطی با بازار شما ندارند، الزاماً از ۵ هزار دنبال‌کننده دقیق و علاقه‌مند ارزشمندتر نیستند.

در SEO هم رتبه اول به خودی خود کافی نیست.

اگر روی عبارتی رتبه اول باشید که هیچ مشتری بالقوه‌ای آن را جستجو نمی‌کند یا نیت تجاری ندارد، ممکن است هزاران بازدید ایجاد شود بدون اینکه فروش قابل توجهی داشته باشید.

بنابراین در هر دو کانال یک اصل مشترک وجود دارد:

کیفیت مخاطب از عدد خام مهم‌تر است.

به جای اینکه فقط بپرسیم چند فالوور داریم یا چند نفر وارد سایت شده‌اند، باید ببینیم چند نفر از مخاطبان واقعاً جزو مشتریان بالقوه هستند.

سئو ارزان‌تر است یا اینستاگرام؟

گاهی گفته می‌شود «سئو رایگان است چون برای کلیک گوگل پول نمی‌دهیم».

این جمله کامل نیست.

ممکن است برای هر کلیک ارگانیک مستقیماً هزینه پرداخت نکنید، اما رسیدن به آن کلیک نیازمند سرمایه‌گذاری است.

طراحی و نگهداری سایت، تحقیق کلمات کلیدی، تولید محتوا، SEO فنی، بهبود صفحات و فعالیت‌های دیگر هزینه و زمان دارند.

اینستاگرام هم رایگان نیست.

حتی اگر هزینه تبلیغات نپردازید، تولید مداوم ویدیو، سناریو، فیلم‌برداری، طراحی، تدوین، مدیریت صفحه و پاسخ به کاربران زمان و هزینه می‌خواهد.

بنابراین مقایسه درست‌تر براساس هزینه جذب مشتری یا Customer Acquisition Cost انجام می‌شود.

فرض کنید در یک سال ۱۲۰ میلیون تومان برای SEO هزینه کرده‌اید و ۶۰ مشتری واقعی به دست آورده‌اید. به‌صورت ساده، سهم هزینه بازاریابی برای هر مشتری حدود ۲ میلیون تومان بوده است.

اگر در اینستاگرام ۸۰ میلیون هزینه کرده‌اید و ۲۰ مشتری به دست آورده‌اید، رقم متفاوت خواهد بود.

البته برای محاسبه دقیق باید ارزش طول عمر مشتری، هزینه‌های جانبی، سرنخ‌های تبدیل‌نشده و مدل کسب‌وکار نیز در نظر گرفته شود.

با این حال همین نگاه بسیار مفیدتر از مقایسه تعداد بازدید و فالوور است.

یک مزیت مهم سایت: کنترل بیشتر روی دارایی خودتان

صفحه اینستاگرام متعلق به شماست، اما پلتفرم متعلق به شما نیست.

الگوریتم نمایش محتوا، امکانات، محدودیت‌ها و سیاست‌های پلتفرم ممکن است تغییر کنند.

سایت شرایط متفاوتی دارد.

دامنه و محتوای سایت در کنترل بیشتری از سمت کسب‌وکار قرار دارند. می‌توانید ساختار صفحات را تغییر دهید، اطلاعات کاربران را با رضایت آنها در CRM مدیریت کنید، فرم‌های اختصاصی بسازید، سیستم فروش ایجاد کنید و تجربه کاربر را مطابق نیاز خودتان توسعه دهید.

این به معنی کنار گذاشتن شبکه‌های اجتماعی نیست.

بلکه بهتر است شبکه اجتماعی را یکی از کانال‌های جذب و ارتباط بدانیم و سایت را مرکز زیرساخت دیجیتال کسب‌وکار در نظر بگیریم.

اعتمادسازی در کدام کانال بهتر انجام می‌شود؟

هر دو می‌توانند اعتماد ایجاد کنند، اما به روش‌های متفاوت.

اینستاگرام برای نشان دادن پشت صحنه، تیم، نحوه انجام کار و ارتباط روزانه با مخاطب بسیار مناسب است.

وقتی کاربر ماه‌ها فعالیت یک مجموعه را می‌بیند، احساس آشنایی ایجاد می‌شود.

سایت از طرف دیگر می‌تواند شکل رسمی‌تر و ساختاریافته‌تری از اعتماد را ایجاد کند.

درباره ما، نمونه‌کارها، اطلاعات شرکت، مشتریان قبلی، صفحات خدمات، مطالعات موردی و مقالات تخصصی کنار یکدیگر تصویری کامل‌تر از مجموعه می‌سازند.

ترکیب این دو حتی قدرتمندتر است.

ممکن است کاربر شما را ابتدا در اینستاگرام پیدا کند، سپس نام برند را در گوگل جستجو کند و بعد از مشاهده سایت و نمونه‌کارها تصمیم به تماس بگیرد.

یا برعکس، ابتدا مقاله شما را در گوگل ببیند و بعد برای مشاهده فعالیت روزانه شرکت وارد اینستاگرام شود.

مشتری امروز الزاماً از یک کانال مستقیم وارد مرحله خرید نمی‌شود.

برای شرکت‌های B2B سئو بهتر است یا اینستاگرام؟

برای بسیاری از شرکت‌های B2B، سایت و SEO معمولاً جایگاه مهمی دارند؛ به‌خصوص زمانی که مشتری برای پیدا کردن تأمین‌کننده یا ارائه‌دهنده خدمات جستجو انجام می‌دهد.

فرض کنید شرکتی دستگاه بسته‌بندی صنعتی می‌فروشد.

شاید صفحه اینستاگرام بتواند ویدیوهای جذابی از عملکرد دستگاه‌ها منتشر کند، اما فردی که در گوگل مدل مشخص دستگاه، قیمت یا تأمین‌کننده آن را جستجو می‌کند، سیگنال قوی‌تری از نیاز نشان داده است.

برای چنین شرکتی می‌توان صفحات تخصصی درباره محصولات، کاربردها، صنایع مختلف، راهنمای خرید و سوالات فنی ایجاد کرد.

این صفحات در کنار SEO می‌توانند کاربران بسیار مرتبطی جذب کنند.

اینستاگرام در این مدل حذف نمی‌شود؛ نقش آن می‌تواند نمایش پروژه‌ها، ویدیوهای محصول، پشت صحنه و افزایش شناخت برند باشد.

برای فروشگاه‌های اینترنتی چطور؟

فروشگاه اینترنتی شرایط جالبی دارد چون هر دو کانال می‌توانند بسیار مهم باشند.

در گوگل کاربری را داریم که محصول مشخصی را جستجو کرده است.

در اینستاگرام می‌توانیم محصولی را به فردی معرفی کنیم که شاید چند دقیقه قبل حتی به خرید آن فکر نمی‌کرد.

به همین دلیل یک فروشگاه خوب می‌تواند از Instagram برای ایجاد تقاضا و از Search برای جذب تقاضای موجود استفاده کند.

فرض کنید فروشگاه مبلمان دارید.

یک ویدیوی جذاب از چیدمان خانه ممکن است در اینستاگرام کاربر را به یک مدل مبل علاقه‌مند کند.

از طرف دیگر، کسی که در گوگل «خرید مبل مینیمال» را جستجو می‌کند، خودش به دنبال محصول است.

هر دو کاربر ارزشمند هستند اما در مراحل متفاوتی از مسیر خرید قرار دارند.

اگر بودجه محدودی داریم از کدام شروع کنیم؟

این سؤال مهم‌تر از «کدام بهتر است» است.

اول بررسی کنید مشتری چگونه شما را پیدا می‌کند.

از مشتریان فعلی بپرسید قبل از تماس چه چیزی جستجو کرده‌اند، کجا با شما آشنا شده‌اند و چه چیزی باعث شده شما را انتخاب کنند.

اگر کسب‌وکار شما خدماتی است و تعداد قابل توجهی از مشتریان برای پیدا کردن ارائه‌دهنده وارد گوگل می‌شوند، داشتن سایت مناسب و شروع SEO می‌تواند اولویت مهمی باشد.

اگر محصول شما شدیداً بصری، هیجانی یا مبتنی بر برند شخصی است، ممکن است Instagram در شروع سریع‌تر به شما کمک کند.

اما حتی در این حالت داشتن یک سایت پایه می‌تواند مفید باشد تا وابستگی کامل به یک شبکه اجتماعی ایجاد نشود.

اشتباه رایج: همه جا حضور داشته باشیم

یک کسب‌وکار کوچک گاهی تصمیم می‌گیرد همزمان سایت، اینستاگرام، لینکدین، یوتیوب، تلگرام و چند کانال دیگر را فعال کند.

نتیجه این می‌شود که هیچ‌کدام به اندازه کافی خوب مدیریت نمی‌شوند.

استراتژی بهتر می‌تواند انتخاب یک یا دو کانال اصلی باشد.

اگر SEO برای کسب‌وکار شما ظرفیت بالایی دارد، ابتدا سایت را به یک پایگاه قوی تبدیل کنید و در کنار آن یک شبکه اجتماعی مرتبط را فعال نگه دارید.

اگر اینستاگرام کانال اصلی فروش است، تمرکز بیشتری روی آن بگذارید اما سایت و محتوای جستجویی را به مرور توسعه دهید.

قرار نیست صرفاً در همه جا حضور داشته باشید.

قرار است جایی حضور داشته باشید که مشتری شما حضور دارد.

بهترین استراتژی معمولاً «سئو یا اینستاگرام» نیست

تا اینجا احتمالاً مشخص شده که سؤال عنوان مقاله کمی دوگانه است.

در بسیاری از کسب‌وکارها بهترین مدل این نیست که یکی را حذف کنیم.

مدل بهتر این است که هر کانال وظیفه خودش را انجام دهد.

برای مثال مقاله‌ای درباره «هزینه طراحی سایت شرکتی» منتشر می‌کنید.

از همان مقاله می‌توان یک Reel کوتاه با موضوع:

«۳ چیزی که قیمت طراحی سایت را تعیین می‌کند»

ساخت.

Reel می‌تواند کاربر جدید جذب کند و نسخه کامل توضیحات روی سایت قرار داشته باشد.

از طرف دیگر، کسی که مقاله را از گوگل پیدا کرده می‌تواند از طریق لینک شبکه اجتماعی، نمونه فعالیت‌های روزانه شرکت را ببیند.

در چنین مدلی سایت و اینستاگرام به جای رقابت، یکدیگر را تقویت می‌کنند.

آیا هوش مصنوعی باعث می‌شود سئو اهمیت کمتری پیدا کند؟

با رشد ابزارهای هوش مصنوعی، رفتار جستجوی کاربران در حال تغییر است. بخشی از سؤال‌هایی که قبلاً مستقیماً در موتورهای جستجو مطرح می‌شدند، امروز ممکن است از ابزارهای AI پرسیده شوند.

این تغییر مهم است، اما نتیجه منطقی آن کنار گذاشتن سایت و محتوا نیست.

برندها همچنان به منابع قابل دسترس، صفحات خدمات دقیق، اطلاعات به‌روز و محتوایی نیاز دارند که بتواند در محیط‌های مختلف پیدا و ارجاع داده شود.

به همین دلیل کیفیت محتوا اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

دورانی که می‌شد برای هر کلمه کلیدی چند پاراگراف تکراری نوشت و انتظار نتیجه داشت، مدت‌هاست انتخاب مطمئنی نیست.

محتوا باید واقعاً چیزی به کاربر اضافه کند.

تجربه، مثال، داده، تصویر، نمونه‌کار، مقایسه و پاسخ دقیق به سؤال‌های واقعی مخاطب می‌توانند محتوای یک کسب‌وکار را از صدها صفحه مشابه جدا کنند.

چطور بفهمیم کدام کانال برای ما مشتری بیشتری آورده است؟

بدون اندازه‌گیری، بخش بزرگی از تصمیم‌ها براساس احساس انجام می‌شوند.

ممکن است تصور کنید اینستاگرام مشتری بیشتری ایجاد کرده چون دایرکت‌ها را می‌بینید، در حالی که تعدادی از همان افراد ابتدا از طریق گوگل با برند آشنا شده‌اند.

یا برعکس.

در فرم درخواست سایت می‌توان پرسید «چطور با ما آشنا شدید؟». ابزارهای تحلیل سایت نیز می‌توانند اطلاعات مفیدی درباره منابع ورودی و رفتار کاربران ارائه دهند.

برای تماس‌های تلفنی نیز می‌توان تا حد امکان منبع آشنایی را ثبت کرد.

بعد از چند ماه اطلاعات بسیار ارزشمندی خواهید داشت.

شاید متوجه شوید ۶۰ درصد قراردادهای بزرگ از گوگل آمده‌اند ولی اینستاگرام تعداد بیشتری مشتری کوچک ایجاد کرده است.

در این صورت دیگر سؤال «کدام بیشتر مشتری می‌آورد؟» کافی نیست.

باید بپرسید:

کدام کانال سود بیشتری ایجاد می‌کند؟

این تفاوت بسیار مهم است.

بالاخره سئو بهتر است یا اینستاگرام؟

اگر مشتری شما معمولاً هنگام نیاز به خدمات یا محصول، آن را در گوگل جستجو می‌کند، SEO می‌تواند یکی از ارزشمندترین کانال‌های جذب مشتری برای کسب‌وکار شما باشد.

مزیت بزرگ آن این است که شما را مقابل فردی قرار می‌دهد که خودش نیازش را جستجو کرده است.

در مقابل، اگر محصول یا خدمت شما بصری است، تصمیم خرید آن می‌تواند با دیدن محتوا شکل بگیرد یا ارتباط مستمر با مخاطب برای فروش اهمیت زیادی دارد، Instagram می‌تواند نقش بسیار مهمی داشته باشد.

اما برای تعداد زیادی از کسب‌وکارها پاسخ نهایی این نیست که یکی را انتخاب و دیگری را حذف کنند.

سایت و SEO می‌توانند وظیفه جذب تقاضای موجود و ساخت یک دارایی بلندمدت را بر عهده بگیرند و اینستاگرام می‌تواند برای دیده‌شدن، ارتباط مستمر، نمایش فعالیت‌ها و ایجاد تقاضا استفاده شود.

اگر بودجه اجازه نمی‌دهد هر دو را همزمان با قدرت پیش ببرید، کانالی را انتخاب کنید که با رفتار واقعی مشتری شما هماهنگ‌تر است و بعد کانال دوم را به مرور توسعه دهید.

مهم‌تر از تعداد فالوور، تعداد بازدید یا حتی رتبه یک کلمه کلیدی، نتیجه‌ای است که در نهایت برای کسب‌وکار ایجاد می‌شود.

ممکن است سایتی روزانه فقط ۱۰۰ بازدیدکننده داشته باشد اما هر ماه چند مشتری ارزشمند ایجاد کند. در مقابل صفحه‌ای با صدها هزار بازدید ممکن است فروش چندانی نداشته باشد. عکس این حالت نیز ممکن است اتفاق بیفتد.

به همین دلیل بازاریابی دیجیتال را نباید مسابقه اعداد دید.

هدف نهایی این است که مخاطب درست، در زمان درست و با پیام درست به کسب‌وکار برسد.

اگر هنوز نمی‌دانید برای کسب‌وکار شما سرمایه‌گذاری روی سئو، طراحی سایت یا شبکه‌های اجتماعی منطقی‌تر است، قبل از هزینه کردن بهتر است بازار، رفتار مشتری و وضعیت فعلی کسب‌وکار بررسی شود.

در آیدیا هدف ما صرفاً طراحی یک سایت و تحویل آن نیست. سایت زمانی ارزش واقعی ایجاد می‌کند که بتواند بخشی از مسیر جذب مشتری کسب‌وکار باشد. به همین دلیل ساختار سایت، صفحات خدمات، محتوا و SEO باید براساس بازار واقعی مجموعه طراحی شوند.

اگر سایت دارید اما از گوگل مشتری دریافت نمی‌کنید، یا قصد دارید سایتی راه‌اندازی کنید که از ابتدا قابلیت رشد در نتایج جستجو را داشته باشد، می‌توانید برای بررسی پروژه با آیدیا در ارتباط باشید.

گاهی مسئله این نیست که «سئو بهتر است یا اینستاگرام؟»

مسئله این است که مشتری شما کجاست، چه چیزی جستجو می‌کند و شما چطور می‌توانید درست در همان لحظه‌ای که به خدماتتان نیاز دارد، جلوی چشم او باشید.