طراحی سایت شرکتی در ۱۴۰۵؛ هزینه، امکانات و نمونه ساختار حرفهای
تا چند سال پیش برای خیلی از شرکتها داشتن وبسایت بیشتر جنبه اعتبار داشت. نام شرکت روی کارت ویزیت، کاتالوگ یا تابلو دیده میشد و اگر کسی نام مجموعه را در گوگل جستجو میکرد، وجود یک سایت رسمی میتوانست خیال او را راحتتر کند. اما امروز داستان کمی متفاوت شده است. سایت دیگر فقط جایی برای قرار دادن شماره تلفن، آدرس و چند خط درباره شرکت نیست؛ اگر درست طراحی شود، میتواند یکی از مسیرهای اصلی جذب مشتری باشد.
کافی است رفتار خودمان را هنگام انتخاب یک شرکت در نظر بگیریم. معمولاً قبل از تماس، نام مجموعه را جستجو میکنیم، سایتش را باز میکنیم، خدمات را میبینیم، نمونهکارها را بررسی میکنیم و شاید چند مقاله از آن بخوانیم. در همین چند دقیقه یک تصویر ذهنی از آن کسبوکار شکل میگیرد. اگر سایت قدیمی، کند یا نامرتب باشد، این حس ناخودآگاه به خود شرکت هم منتقل میشود. برعکس، یک سایت مرتب که خیلی واضح توضیح میدهد شرکت چه کاری انجام میدهد و چطور میتوان با آن همکاری کرد، بخش مهمی از مسیر اعتمادسازی را قبل از اولین تماس انجام داده است.
به همین دلیل وقتی درباره طراحی سایت شرکتی در سال ۱۴۰۵ صحبت میکنیم، منظورمان صرفاً ساخت چند صفحه اینترنتی نیست. یک سایت شرکتی خوب باید بتواند سه کار را همزمان انجام دهد: شرکت را حرفهای معرفی کند، از گوگل و سایر کانالها مخاطب بگیرد و در نهایت بخشی از این مخاطبان را به تماس، درخواست مشاوره یا مشتری تبدیل کند.
طبیعتاً اینجا سؤال مهمی مطرح میشود: چنین سایتی چقدر هزینه دارد، چه امکاناتی باید داشته باشد و ساختار درست آن چگونه است؟ در ادامه سعی میکنیم بدون پیچیده کردن موضوع، تمام این موارد را بررسی کنیم.
سایت شرکتی دقیقاً قرار است چه کاری برای کسبوکار انجام دهد؟
یکی از اشتباهاتی که در شروع پروژههای طراحی سایت زیاد دیده میشود این است که تمام صحبتها از ظاهر سایت شروع میشود؛ چه رنگی باشد، اسلایدر داشته باشد یا نه، منو چه شکلی باشد و از چه انیمیشنی استفاده کنیم. این موارد مهم هستند، اما قبل از همه آنها باید یک سؤال ساده پاسخ داده شود:
قرار است این سایت چه کاری برای شرکت انجام دهد؟
جواب این سؤال برای هر مجموعه متفاوت است. یک شرکت تولیدکننده تجهیزات صنعتی ممکن است بخواهد از طریق گوگل درخواست استعلام قیمت دریافت کند. یک شرکت ساختمانی شاید بیشتر به دنبال نمایش پروژههای اجراشده و ایجاد اعتبار باشد. یک شرکت بازرگانی ممکن است معرفی محصولات، برندهای تحت پوشش و دریافت درخواست همکاری را در اولویت قرار دهد. برای یک شرکت خدماتی هم احتمالاً تعداد تماسها و فرمهای مشاوره اهمیت بیشتری دارد.
وقتی هدف مشخص باشد، طراحی سایت نیز معنی پیدا میکند.
مثلاً اگر هدف اصلی دریافت درخواست مشاوره است، منطقی نیست فرم مشاوره را در انتهای صفحه تماس با ما پنهان کنیم. کاربر باید در نقاط مناسب سایت به آن دسترسی داشته باشد. اگر نمونه پروژهها مهمترین دلیل انتخاب شرکت هستند، باید جایگاه پررنگی در صفحه اصلی داشته باشند. اگر قرار است بخش زیادی از مشتریان از گوگل وارد شوند، ساختار صفحات خدمات و مقالات باید از همان ابتدا با نگاه سئو طراحی شود.
به همین دلیل دو شرکت حتی اگر در یک حوزه فعالیت کنند، الزاماً نباید سایت مشابهی داشته باشند.
اولین برخورد مشتری با سایت شما مهمتر از چیزی است که فکر میکنید
فرض کنید کاربری عبارت مرتبط با خدمات شما را در گوگل جستجو کرده و وارد سایت شده است. شما زمان زیادی برای توضیح دادن ندارید. او در همان چند ثانیه اول باید بفهمد وارد سایت چه شرکتی شده، چه خدماتی ارائه میکنید و آیا چیزی که میخواهد در اینجا پیدا میشود یا خیر.
اینجاست که سادگی اهمیت پیدا میکند.
گاهی تصور میشود سایت حرفهای یعنی سایتی پر از انیمیشن، حرکت، اسلایدر و جلوههای مختلف. در حالی که در بسیاری از پروژههای شرکتی، نتیجه دقیقاً برعکس است. هرچه کاربر برای پیدا کردن اطلاعات مورد نیازش بیشتر تلاش کند، احتمال خروج او بیشتر میشود.
برای مثال جملهای مانند «به وبسایت ما خوش آمدید؛ همراه شما در مسیر موفقیت» شاید زیبا به نظر برسد، اما عملاً چیزی درباره کسبوکار نمیگوید.
در مقابل، جملهای مانند:
«طراحی و اجرای سیستمهای تهویه صنعتی برای کارخانهها و مجموعههای تجاری»
خیلی سریع مشخص میکند شرکت چه کاری انجام میدهد.
همین منطق باید در کل سایت ادامه پیدا کند. کاربر نباید برای پیدا کردن خدمات، شماره تماس، نمونه پروژه یا فرم درخواست قیمت سردرگم شود. طراحی حرفهای الزاماً طراحی پیچیده نیست؛ اتفاقاً یکی از نشانههای طراحی خوب این است که پیچیدگیهای پشت صحنه را از چشم کاربر پنهان کند.
یک سایت شرکتی حرفهای چه ساختاری دارد؟
برای همه شرکتها نمیتوان یک نسخه ثابت پیچید، اما تجربه نشان داده بعضی صفحات تقریباً در اکثر سایتهای شرکتی ضروری هستند. صفحه اصلی، درباره ما، خدمات، صفحات اختصاصی هر خدمت، نمونهکارها، مقالات و تماس با ما معمولاً هسته اصلی سایت را تشکیل میدهند.
در این میان صفحه اصلی اهمیت ویژهای دارد، چون بسیاری از کاربران از همین صفحه اولین شناخت خود را نسبت به مجموعه به دست میآورند.
صفحه اصلی بهتر است با یک معرفی کوتاه و شفاف شروع شود. کاربر باید بدون خواندن چند پاراگراف متوجه شود شرکت چه کاری انجام میدهد. بعد از آن میتوان خدمات اصلی را معرفی کرد، چند نمونه پروژه شاخص نشان داد، درباره شرکت توضیح کوتاهی ارائه کرد و دلایل قابل قبول برای اعتماد به مجموعه را نمایش داد.
نکته مهم این است که صفحه اصلی نباید تبدیل به انبار اطلاعات شود.
لازم نیست تمام توضیحات هر خدمت را همانجا بنویسیم. وظیفه صفحه اصلی این است که یک تصویر کلی و قانعکننده ایجاد کند و کاربر را به قسمت مناسب هدایت کند.
برای مثال اگر شرکت چهار خدمت اصلی دارد، میتوان هر چهار مورد را با توضیح کوتاه در صفحه اصلی نمایش داد و برای هرکدام یک صفحه جداگانه در نظر گرفت. کسی که به خدمت دوم علاقه دارد وارد صفحه اختصاصی آن میشود و جزئیات کامل را میخواند.
این کار یک مزیت مهم دیگر هم دارد: سئو.
صفحات خدمات؛ جایی که سایت میتواند واقعاً مشتری بسازد
فرض کنید یک شرکت دیجیتال خدمات طراحی سایت، سئو، تبلیغات گوگل و تولید محتوا ارائه میکند. اگر تمام این موارد در یک صفحه با عنوان «خدمات ما» قرار بگیرند، هم کاربر اطلاعات محدودی دریافت میکند و هم فرصت خوبی برای جذب ورودی هدفمند از گوگل از دست میرود.
ساختار منطقیتر این است که یک صفحه کلی برای خدمات داشته باشیم و برای هر خدمت مهم، صفحه مستقلی ایجاد کنیم.
مثلاً کسی که در گوگل «طراحی سایت شرکتی» را جستجو میکند، نیاز مشخصی دارد. اگر مستقیماً وارد صفحهای شود که درباره طراحی سایت شرکتی، امکانات، هزینه، زمان اجرا، نمونهکارها و سوالات متداول توضیح میدهد، احتمال اینکه ارتباط بیشتری با محتوا برقرار کند بالاتر است.
این صفحه باید به سؤالهایی پاسخ دهد که مشتری واقعاً قبل از خرید دارد.
هزینه چقدر است؟ پروژه چقدر طول میکشد؟ سایت با چه تکنولوژی ساخته میشود؟ بعد از تحویل امکان مدیریت آن وجود دارد؟ برای موبایل مناسب است؟ سئو میشود؟ پشتیبانی دارد؟ اگر بعداً امکانات بیشتری بخواهیم چه اتفاقی میافتد؟
هرچه پاسخ این سؤالها شفافتر باشد، بخش بیشتری از فرآیند فروش قبل از تماس تلفنی انجام شده است.
در واقع یک صفحه خدمات خوب میتواند همان توضیحاتی را ارائه دهد که معمولاً یک کارشناس فروش در اولین مکالمه با مشتری بیان میکند.
درباره ما را با جملات تکراری پر نکنید
یکی از صفحاتی که در سایتهای شرکتی معمولاً کماهمیت گرفته میشود، «درباره ما» است. بسیاری از این صفحات تقریباً با یک متن مشابه شروع میشوند:
«مجموعه ما با بهرهگیری از متخصصان مجرب و استفاده از جدیدترین فناوریهای روز دنیا همواره تلاش کرده بهترین خدمات را به مشتریان خود ارائه دهد...»
مشکل این متن این نیست که جمله بدی است؛ مشکل اینجاست که تقریباً هر شرکتی میتواند نام خودش را بالای آن قرار دهد.
مشتری از صفحه درباره ما انتظار دارد چیزهایی درباره خود شما بداند.
شرکت چه زمانی شروع به کار کرده؟ چرا شکل گرفته؟ تخصص اصلی آن چیست؟ چه پروژههایی انجام داده؟ اعضای اصلی تیم چه کسانی هستند؟ چه تجربهای دارید؟ دفتر شرکت کجاست؟ با چه مشتریانی کار کردهاید؟
اطلاعات واقعی همیشه از جملات تبلیغاتی قویتر هستند.
اگر امکان استفاده از تصاویر واقعی دفتر، تیم، پروژهها یا محیط شرکت وجود دارد، معمولاً ارزش بیشتری از تصاویر عمومی اینترنتی دارند. کاربر میخواهد احساس کند پشت این سایت یک کسبوکار واقعی وجود دارد.
نمونهکار فقط یک گالری عکس نیست
برای بسیاری از شرکتها، نمونهکار یکی از مهمترین دلایل تصمیم مشتری است.
فرض کنید دو شرکت ادعا میکنند در اجرای پروژههای صنعتی تجربه دارند. شرکت اول فقط چند جمله درباره کیفیت خدمات نوشته است. شرکت دوم ۱۵ پروژه واقعی را همراه با تصویر، محل پروژه، نوع کار و توضیح مختصر منتشر کرده است.
طبیعی است که شرکت دوم مدارک بیشتری برای اثبات ادعای خود در اختیار مخاطب قرار داده است.
بهتر است برای پروژههای مهم حتی یک صفحه اختصاصی ساخته شود و توضیح داده شود مشتری چه نیازی داشته، پروژه چگونه اجرا شده و نتیجه چه بوده است.
این صفحات علاوه بر اعتمادسازی میتوانند از نظر سئو نیز ارزشمند باشند، مخصوصاً زمانی که پروژهها مربوط به صنایع، خدمات یا شهرهای مختلف هستند.
سایت باید روی موبایل واقعاً قابل استفاده باشد
ریسپانسیو بودن دیگر ویژگی ویژهای محسوب نمیشود. در سال ۱۴۰۵ اینکه سایت روی موبایل درست نمایش داده شود حداقل انتظار کاربر است.
اما بین «نمایش داده شدن» و «راحت بودن استفاده» تفاوت وجود دارد.
ممکن است سایت از نظر فنی Responsive باشد ولی شماره تلفن بهسختی پیدا شود، منو بیش از حد بزرگ باشد، فرم درخواست روی موبایل آزاردهنده باشد یا کاربر برای رسیدن به یک دکمه مجبور شود چند صفحه اسکرول کند.
در طراحی نسخه موبایل باید رفتار واقعی کاربر را در نظر گرفت.
برای بعضی کسبوکارها قرار دادن یک نوار کوچک در پایین صفحه شامل «تماس»، «مشاوره» یا «واتساپ» میتواند دسترسی را سادهتر کند. برای کسبوکار دیگری ممکن است فرم کوتاه درخواست قیمت بهتر جواب دهد.
مهم این است که کاربر موبایل شهروند درجه دو سایت نباشد.
سرعت سایت؛ چیزی که کاربر آن را مستقیم حس میکند
کاربر شاید نداند Core Web Vitals چیست و احتمالاً درباره بهینهسازی فایلهای CSS هم چیزی نمیداند؛ اما یک چیز را خیلی خوب متوجه میشود: سایت دیر باز میشود.
وقتی کاربر از گوگل یا شبکه اجتماعی وارد صفحهای میشود و چند ثانیه با یک صفحه سفید یا لودینگ طولانی روبهرو است، بخشی از اعتماد و حوصله او همان ابتدا از بین میرود.
تصاویر بسیار سنگین، افزونههای زیاد، کدنویسی نامناسب، هاست ضعیف و اسکریپتهای غیرضروری از دلایل رایج کندی سایت هستند.
بهینهسازی سرعت باید بخشی از فرآیند طراحی باشد، نه کاری که بعد از پایان پروژه تازه به فکر آن بیفتیم.
طراحی سایت شرکتی در سال ۱۴۰۵ چقدر هزینه دارد؟
به بخشی میرسیم که معمولاً یکی از اولین سؤالات هر مشتری است: قیمت طراحی سایت شرکتی چقدر است؟
اگر بخواهیم پاسخ دقیق و در عین حال صادقانه بدهیم، باید بگوییم قیمت ثابت و واحدی وجود ندارد. همانطور که نمیتوان بدون دیدن نقشه و متراژ، قیمت ساخت یک ساختمان را مشخص کرد، قیمت یک سایت نیز تا حد زیادی به چیزی بستگی دارد که قرار است ساخته شود.
یک سایت شرکتی ساده که شامل معرفی مجموعه، چند خدمت، مقالات و تماس با ما است، با یک سایت اختصاصی دارای پنل مشتریان، سیستم نمایندگان، اتصال به CRM، چند زبان و API قابل مقایسه نیست.
با این حال داشتن یک محدوده تقریبی میتواند برای بودجهبندی مفید باشد.
در سال ۱۴۰۵ میتوان برای یک سایت شرکتی نسبتاً ساده و استاندارد، بسته به نوع طراحی و اجرا، حدود ۲۰ تا ۳۵ میلیون تومان در نظر گرفت. برای پروژههای حرفهایتر با طراحی اختصاصیتر، صفحات بیشتر و امکانات کاملتر، هزینه میتواند در محدوده ۳۵ تا ۷۰ میلیون تومان قرار بگیرد.
اگر پروژه نیازمند برنامهنویسی اختصاصی، پنلهای ویژه یا امکانات متفاوت باشد، رقم میتواند از ۷۰ میلیون تومان عبور کند و در پروژههای پیچیدهتر حتی به ۱۵۰ میلیون تومان یا بیشتر برسد.
این اعداد قیمت قطعی بازار نیستند و بهتر است صرفاً برای ایجاد یک دید اولیه از تفاوت سطح پروژهها استفاده شوند. قیمت واقعی زمانی مشخص میشود که نیازهای پروژه معلوم باشد.
گاهی دو پیشنهاد طراحی سایت ظاهراً برای یک پروژه مشابه ارائه میشوند اما یکی ۲۵ میلیون و دیگری ۷۰ میلیون تومان قیمت دارد. قبل از نتیجهگیری باید دید دقیقاً چه چیزی در هر پیشنهاد وجود دارد. طراحی اختصاصی است یا قالب آماده؟ تولید محتوا انجام میشود؟ چند صفحه طراحی میشود؟ زیرساخت سئو در نظر گرفته شده؟ پشتیبانی چطور است؟ سورس تحویل داده میشود؟ چه امکاناتی در قرارداد نوشته شده است؟
مقایسه صرف قیمت بدون مقایسه جزئیات پروژه میتواند گمراهکننده باشد.
چه چیزهایی قیمت طراحی سایت را بالا یا پایین میبرد؟
یکی از مهمترین عوامل، روش طراحی است. استفاده از یک قالب آماده معمولاً هزینه کمتری نسبت به طراحی رابط کاربری اختصاصی دارد. این الزاماً به معنی بد بودن قالب آماده نیست. برای بعضی کسبوکارها همین راهکار کاملاً کافی است. مسئله این است که انتخاب براساس نیاز انجام شود.
عامل بعدی امکانات است.
فرض کنید شرکت میخواهد مشتری بتواند پس از ورود به سایت حساب کاربری ایجاد کند، پروژه خود را ببیند، فایل دریافت کند، درخواست جدید ثبت کند و وضعیت سفارش را پیگیری کند. این دیگر یک سایت معرفی ساده نیست و طبیعتاً زمان توسعه و هزینه متفاوتی خواهد داشت.
چندزبانه بودن، سیستم رزرو، محاسبهگر آنلاین، اتصال به CRM، API، پنل نمایندگان، پرداخت اینترنتی و اتوماسیون نیز از مواردی هستند که میتوانند روی هزینه تأثیر بگذارند.
تعداد صفحات، تولید محتوا، ورود اطلاعات اولیه و سطح سئو نیز باید از ابتدا مشخص شوند.
یکی از بهترین کارها قبل از عقد قرارداد این است که به جای عبارت کلی «طراحی سایت شرکتی»، دقیقاً نوشته شود چه صفحات و امکاناتی تحویل داده میشوند.
وردپرس بهتر است یا طراحی اختصاصی؟
تقریباً در هر جلسه مشاوره طراحی سایت بالاخره این سؤال مطرح میشود و معمولاً دو پاسخ افراطی درباره آن وجود دارد.
یک گروه میگویند وردپرس برای هر پروژهای مناسب است و گروه دیگر معتقدند فقط سایت اختصاصی حرفهای است.
واقعیت بین این دو قرار دارد.
وردپرس برای تعداد زیادی از سایتهای شرکتی گزینه بسیار مناسبی است. اگر نیاز اصلی شما معرفی شرکت، انتشار خدمات، نمونهکار، مقالات و دریافت فرم باشد، الزاماً دلیلی وجود ندارد که هزینه زیادی برای توسعه یک سیستم مدیریت محتوای جدید پرداخت کنید.
از طرف دیگر، وقتی سایت قرار است وارد فرآیندهای اختصاصی کسبوکار شود، شرایط تغییر میکند.
فرض کنید شرکت نیاز به پنل اختصاصی مشتریان، سیستم قیمتگذاری پیچیده، اتصال به چند سرویس خارجی، مدیریت نمایندگان یا یک فرآیند ویژه دارد که نمونه مشابهی در سیستمهای آماده ندارد. اینجا توسعه اختصاصی با فناوریهایی مانند Django یا سایر فریمورکها میتواند انتخاب منطقیتری باشد.
پس سؤال درست این نیست که «وردپرس خوب است یا اختصاصی؟»
سؤال درست این است:
برای نیاز فعلی و برنامه توسعه این کسبوکار، کدام راهکار منطقیتر است؟
یک شرکت طراحی سایت حرفهای باید بتواند حتی زمانی که راهکار ارزانتر برای مشتری کافی است، همان را پیشنهاد دهد.
آیا سایت اختصاصی سئوی بهتری دارد؟
این تصور وجود دارد که اگر سایت با برنامهنویسی اختصاصی ساخته شود، خودبهخود رتبه بهتری در گوگل خواهد داشت. چنین قاعدهای وجود ندارد.
گوگل به این دلیل که یک سایت با وردپرس، Django یا فناوری دیگری ساخته شده به آن رتبه نمیدهد.
آنچه در نهایت اهمیت دارد خروجی سایت است؛ ساختار صفحات، سرعت، کیفیت محتوا، لینکهای داخلی، دسترسی موتورهای جستجو به صفحات، تجربه کاربری و مجموعه عوامل فنی و محتوایی دیگر.
یک سایت وردپرسی که اصولی طراحی و مدیریت شده میتواند عملکرد بسیار خوبی در گوگل داشته باشد. یک سایت اختصاصی ضعیف نیز ممکن است مشکلات فراوانی در سئو داشته باشد.
بنابراین تکنولوژی باید متناسب با پروژه انتخاب شود و SEO نیز از همان ابتدای معماری سایت مورد توجه قرار بگیرد.
طراحی سایت بدون سئو چه نتیجهای دارد؟
یکی از موقعیتهای آشنا این است که چند ماه از طراحی سایت گذشته و صاحب کسبوکار میگوید:
«سایت داریم، ولی هیچ مشتری از آن نمیآید.»
وقتی دقیقتر بررسی میکنیم، میبینیم سایت تقریباً هیچ بازدیدکنندهای ندارد.
طراحی سایت و جذب بازدیدکننده دو موضوع مرتبط اما متفاوت هستند. ساختن یک فروشگاه در خیابانی که هیچکس از آن عبور نمیکند، حتی اگر زیباترین دکور را داشته باشد، فروش ایجاد نمیکند.
برای سایت هم باید مسیر ورود کاربر ساخته شود.
یکی از مهمترین این مسیرها گوگل است. اگر صفحات خدمات براساس جستجوهای واقعی کاربران ساخته شوند و سایت بهصورت مستمر محتوای مفید منتشر کند، به مرور میتوان برای عبارتهای مختلف ورودی هدفمند ایجاد کرد.
برای مثال یک شرکت طراحی سایت نباید فقط به عبارت بسیار کلی «طراحی سایت» فکر کند.
کاربران جستجوهای بسیار متنوعی دارند:
«طراحی سایت شرکتی»، «قیمت طراحی سایت»، «هزینه سایت فروشگاهی»، «طراحی سایت اختصاصی»، «طراحی سایت پزشکی»، «وردپرس بهتر است یا اختصاصی» و صدها عبارت دیگر.
هرکدام از این جستجوها میتواند کاربری با نیاز متفاوت وارد سایت کند.
اینجاست که وبلاگ اهمیت پیدا میکند.
وبلاگ شرکتی اگر درست استفاده شود، فقط برای خبر شرکت نیست
هنوز در بعضی سایتها بخش وبلاگ صرفاً شامل خبرهایی مانند «حضور شرکت در نمایشگاه...» یا «برگزاری جلسه مدیران...» است.
این محتوا ممکن است برای روابط عمومی مجموعه مفید باشد، اما برای جذب مشتری از گوگل کافی نیست.
وبلاگ میتواند به سؤالهایی پاسخ دهد که مشتریان شما قبل از خرید جستجو میکنند.
اگر شرکت تجهیزات صنعتی دارید، درباره انتخاب تجهیزات، مقایسه مدلها، هزینه نگهداری و مشکلات رایج بنویسید. اگر شرکت مهاجرتی دارید، درباره مراحل و شرایط خدمات خود محتوا تولید کنید. اگر شرکت طراحی سایت هستید، درباره هزینه طراحی، سئو، انتخاب تکنولوژی و افزایش فروش اینترنتی توضیح دهید.
هدف این نیست که در انتهای هر پاراگراف محصول خودتان را تبلیغ کنید.
اول باید جواب خوبی به سؤال کاربر بدهید.
وقتی مخاطب چند دقیقه محتوای واقعاً مفید از یک شرکت میخواند، همان محتوا بخشی از اعتمادسازی را انجام میدهد.
طراحی سایت شرکتی معمولاً چقدر زمان میبرد؟
برای زمان اجرا هم نمیتوان عدد واحدی اعلام کرد، اما یک سایت شرکتی ساده در شرایط عادی ممکن است حدود ۲ تا ۴ هفته زمان ببرد. پروژههای حرفهایتر معمولاً چیزی در حدود ۴ تا ۸ هفته زمان نیاز دارند و توسعه سایتهای کاملاً اختصاصی ممکن است ۶ تا ۱۲ هفته یا بیشتر طول بکشد.
البته بخشی از زمان پروژه به خود کارفرما نیز بستگی دارد.
اگر لوگو، تصاویر، اطلاعات خدمات و محتوای اولیه آماده باشند و تأیید طرحها سریع انجام شود، پروژه روانتر پیش میرود. در مقابل، وقتی محتوا هنوز مشخص نیست یا تغییرات اساسی وسط پروژه مطرح میشوند، زمان تحویل نیز تغییر خواهد کرد.
به همین دلیل بهتر است قبل از شروع توسعه، محدوده پروژه تا حد امکان مشخص شود.
یک ساختار حرفهای برای سایت شرکتی چه شکلی است؟
فرض کنیم قرار است برای یک شرکت متوسط یک سایت جدید طراحی کنیم. ساختار میتواند از صفحه اصلی شروع شود، سپس بخش درباره ما، خدمات، نمونهکارها، وبلاگ و تماس با ما را داشته باشد.
اما قسمت مهم، زیرمجموعه خدمات است.
به جای یک صفحه طولانی برای تمام خدمات، هر خدمت اصلی صفحه مخصوص خود را دارد. نمونهکارهای مهم نیز میتوانند صفحه جداگانه داشته باشند. مقالات در دستهبندیهای مشخص منتشر میشوند و از داخل آنها به خدمات مرتبط لینک داده میشود.
در این حالت سایت به مرور زمان رشد میکند.
امروز شاید ۲۰ صفحه داشته باشد، اما یک سال بعد با اضافه شدن پروژهها، مقالات و خدمات جدید به ۱۰۰ صفحه مفید برسد. این یکی از تفاوتهای مهم میان یک سایت صرفاً نمایشی و سایتی است که برای بازاریابی ساخته شده است.
چه امکاناتی واقعاً برای یک سایت شرکتی لازم است؟
هرچه امکانات بیشتر باشد، سایت الزاماً بهتر نمیشود.
اتفاقاً یکی از اشتباهات رایج اضافه کردن قابلیتهایی است که هیچکس از آنها استفاده نمیکند.
برای بیشتر سایتهای شرکتی، مدیریت خدمات و مقالات، نمونهکارها، فرم درخواست، اطلاعات تماس، مدیریت تنظیمات سئو، نمایش مناسب در موبایل، امنیت، سرعت مناسب و امکان توسعه آینده جزو نیازهای پایه محسوب میشوند.
بعد از آن باید براساس مدل کسبوکار تصمیم گرفت.
برای یک شرکت ممکن است سیستم رزرو جلسه ضروری باشد. شرکت دیگری به بخش دانلود کاتالوگ نیاز داشته باشد. مجموعهای دیگر ممکن است بخواهد مشتری شماره تماس خود را وارد کند تا کارشناسان با او تماس بگیرند.
امکانات باید از دل فرآیند کسبوکار بیرون بیایند، نه از فهرست قابلیتهای یک قالب.
قبل از سفارش طراحی سایت به این نکته توجه کنید
وقتی پیشنهادهای مختلف دریافت میکنید، فقط به تصویر صفحه اول و قیمت نگاه نکنید.
دقیقاً بپرسید بعد از تحویل چه چیزی متعلق به شماست. دامنه به نام چه کسی ثبت میشود؟ دسترسی هاست در اختیار شما قرار میگیرد؟ سورس سایت تحویل داده میشود؟ پشتیبانی شامل چه مواردی است؟ هزینه تمدید چیست؟ اگر روزی خواستید شرکت طراح را تغییر دهید، امکان انتقال سایت وجود دارد؟
همچنین باید مشخص شود چه چیزهایی جزو قرارداد نیست.
این موضوع شاید هنگام شروع پروژه چندان مهم به نظر نرسد، اما بسیاری از اختلافات بین کارفرما و طراح دقیقاً از همین ابهامها شروع میشوند.
قراردادی که نوشته «طراحی یک سایت شرکتی حرفهای» قرارداد شفافی نیست.
بهتر است صفحات، امکانات، مدت اجرا، مراحل پرداخت، پشتیبانی، مسئولیت محتوا، مالکیت دامنه و سورس و شرایط تغییرات بهصورت مشخص نوشته شوند.
طراحی سایت ارزان ممکن است در نهایت گرانتر تمام شود
طبیعی است که هر کسبوکاری بودجه مشخصی داشته باشد و قیمت را مقایسه کند. مشکل زمانی ایجاد میشود که قیمت تنها معیار تصمیمگیری باشد.
ممکن است سایتی با هزینه پایین ساخته شود و در ابتدا هم کاملاً قابل قبول به نظر برسد، اما چند ماه بعد مشخص شود امکان ایجاد صفحات جدید ندارد، روی موبایل مشکل دارد، سرعت آن پایین است یا توسعه یک قابلیت ساده نیازمند تغییر بخش بزرگی از سیستم است.
در چنین شرایطی هزینهای که ابتدا صرفهجویی شده بود، ممکن است دوباره برای بازطراحی سایت پرداخت شود.
البته عکس این موضوع هم صادق است. گران بودن یک پروژه تضمینکننده کیفیت نیست.
بهترین راه، مقایسه چیزی است که واقعاً تحویل میگیرید.
آیا در سال ۱۴۰۵ هنوز سایت برای شرکتها ارزش سرمایهگذاری دارد؟
با رشد شبکههای اجتماعی و ابزارهای هوش مصنوعی، گاهی این سؤال مطرح میشود که آیا هنوز داشتن سایت ضروری است؟
بهتر است سایت و شبکه اجتماعی را رقیب یکدیگر نبینیم.
اینستاگرام، لینکدین و سایر پلتفرمها میتوانند کانالهای بسیار خوبی برای ارتباط و جذب مخاطب باشند، اما سایت پایگاه دیجیتالی است که ساختار و محتوای آن در اختیار خود کسبوکار قرار دارد.
حتی کاربری که شرکت را در اینستاگرام پیدا کرده ممکن است برای بررسی بیشتر نام آن را در گوگل جستجو کند.
از طرف دیگر، محتوایی که امروز در سایت منتشر میشود میتواند مدتها از طریق جستجو بازدیدکننده جذب کند. یک مقاله خوب یا صفحه خدمات قوی ممکن است ماهها و حتی سالها بخشی از ورودی سایت را تأمین کند.
بنابراین ارزش سایت زمانی مشخص میشود که آن را نه بهعنوان یک کاتالوگ آنلاین، بلکه بهعنوان بخشی از زیرساخت بازاریابی شرکت ببینیم.
هوش مصنوعی چه تغییری در طراحی سایت ایجاد کرده است؟
هوش مصنوعی بدون شک فرآیند طراحی و توسعه سایت را تغییر داده و این تغییر در سالهای آینده بیشتر هم خواهد شد. امروز بخشی از کارهای مربوط به تولید محتوا، برنامهنویسی، تحلیل اطلاعات و حتی طراحی را میتوان با کمک ابزارهای AI سریعتر انجام داد.
اما سریعتر ساخته شدن سایت به معنی بیاهمیت شدن استراتژی نیست.
ابزار هوش مصنوعی نمیتواند بدون شناخت درست کسبوکار تصمیم بگیرد مشتری شما چه کسی است، کدام خدمت باید در صفحه اصلی برجسته شود، چه چیزی باعث اعتماد مخاطب میشود یا فرآیند فروش شرکت چگونه باید به سایت متصل شود.
احتمالاً تفاوت سایتهای موفق در آینده کمتر در «توانایی ساختن صفحه» و بیشتر در شناخت مشتری، محتوا، تجربه کاربری و اتصال سایت به فرآیند واقعی کسبوکار خواهد بود.
در نهایت، یک سایت شرکتی خوب چه سایتی است؟
اگر بخواهیم تمام این مقاله را در چند جمله خلاصه کنیم، یک سایت شرکتی خوب سایتی نیست که فقط هنگام تحویل پروژه زیبا به نظر برسد.
سایت خوب باید شش ماه بعد هم قابل توسعه باشد، یک سال بعد بتواند محتوای بیشتری بگیرد و وقتی مشتری وارد آن میشود مسیر روشنی پیش روی او قرار دهد.
کاربر باید خیلی سریع بفهمد شما چه کاری انجام میدهید، چرا میتواند به شما اعتماد کند و برای شروع همکاری باید چه کاری انجام دهد.
اگر SEO نیز بخشی از برنامه کسبوکار است، معماری سایت باید از همان ابتدا برای توسعه صفحات خدمات و محتوا آماده باشد.
و مهمتر از همه، سایت باید براساس نیاز واقعی شرکت ساخته شود، نه براساس امکانات یک قالب یا چیزی که صرفاً در سایت رقبا دیدهایم.
هزینه طراحی سایت شرکتی در سال ۱۴۰۵ میتواند از یک پروژه نسبتاً اقتصادی شروع شود و برای سیستمهای اختصاصی به مبالغ بسیار بالاتر برسد. بنابراین قبل از پرسیدن «طراحی سایت چقدر هزینه دارد؟» بهتر است ابتدا مشخص کنیم دقیقاً چه سایتی قرار است ساخته شود و قرار است چه نتیجهای برای کسبوکار ایجاد کند.
اگر قصد دارید برای شرکت خود سایت جدیدی راهاندازی کنید یا سایت فعلی را بازطراحی کنید، در آیدیا میتوانیم قبل از شروع پروژه نیازهای مجموعه شما را بررسی کنیم. ممکن است برای کسبوکار شما یک سایت شرکتی استاندارد کافی باشد و شاید هم به توسعه اختصاصی نیاز داشته باشید. این تصمیم بهتر است قبل از شروع هزینهها گرفته شود.
هدف ما در آیدیا فقط تحویل چند صفحه وب نیست؛ سایت باید طوری طراحی شود که بتوان آن را توسعه داد، برای سئو روی آن کار کرد و در نهایت از آن بهعنوان بخشی از مسیر جذب مشتری استفاده کرد.
اگر درباره هزینه طراحی سایت شرکتی، انتخاب بین وردپرس و طراحی اختصاصی یا امکانات مورد نیاز پروژه مطمئن نیستید، میتوانید درخواست مشاوره ثبت کنید تا ابتدا نیاز پروژه بررسی شود و بعد درباره روش اجرا تصمیم بگیریم.
چون در نهایت یک سایت حرفهای از انتخاب رنگ و قالب شروع نمیشود؛ از شناخت درست کسبوکار شروع میشود.
ثبت سفارش پروژه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. وارد کردن اطلاعات زیر جهت برقراری تماس و پاسخگویی الزامی است.